متریال مورد برش و سازگاری آن با دیسکهای برش
نحوه تأثیر سختی قطعه کار و نوع متریال بر انتخاب دیسک برش
سختی قطعه کار همراه با ترکیب مواد آن نقش مهمی در انتخاب دیسک برش مناسب دارد. برای مواد نرم مانند آلومینیوم، ابزارهای ساینده با دانههای درشت بهترین عملکرد را در حذف سریع مواد دارند. اما فولادهای سختشده بالای 50 HRC نیازمند چیزی متفاوت هستند؛ در این موارد دیسکهای الماس یا CBN با دانههای ریز کیفیت لبه را حفظ کرده و در برابر آسیبهای ناشی از حرارت مقاومت بیشتری دارند. هنگام کار با فلزات غیرآهنی، کاربید سیلیکون معمولاً انتخاب اول است، زیرا ذرات تیز آن به راحتی دچار انسداد نمیشوند. آلیاژهای آهنی عموماً به دانههای سرامیکی آلومینا پاسخ خوبی میدهند که در دماهای بالا عملکرد مناسبی دارند و همچنان کنترل خوبی روی نحوه تخریب آنها فراهم میکنند. انتخاب نادرست میتواند عمر ابزار را به شدت کاهش دهد و گاهی تا 40 درصد کوتاهتر شود. آمار نیز این موضوع را تأیید میکند؛ گزارش اخیر مؤسسه Ponemon نشان داده است که استفاده از ابزارهای نامناسب سالانه حدود 740,000 دلار ضایعات تجهیزات در صنایع ایجاد میکند. اپراتورهای باهوش همیشه قبل از شروع هر کاری، مقادیر سختی راکول را با مشخصات دیسک مقایسه میکنند، نه تنها به این دلیل که در بلندمدت پول صرفهجویی میشود، بلکه به این علت که استانداردهای ایمنی نیز به درستی انجام این انتخابها بستگی دارد.
تطابق دانههای ساینده با خواص مواد
انتخاب دانههای ساینده مناسب به این بستگی دارد که آنها با سه ویژگی کلیدی ماده هماهنگ شوند: مقاومت در برابر کشش (استحکام کششی)، توانایی هدایت گرما (هدایت حرارتی) و درجه سایندگی ذاتی ماده. هنگام کار با فلزات سخت مانند تیتانیوم یا اینکونل که تحمل زیادی در برابر تنش دارند، دانههای آلومینای سرامیکی بهترین عملکرد را دارند، زیرا گرمای زیادی را تحمل میکنند و حتی پس از استفاده مکرر تحت فشار، شکل خود را حفظ میکنند. کاربید سیلیکون همچنان برای موادی که به راحتی میشکنند، مانند سطوح بتنی، کاشی یا پنجرههای شیشهای، برجسته است. دلیل چیست؟ لبههای تیز آن نسبت به ذرات گردتر، مواد را بسیار بهتر برش میدهند. و سپس چالش فولادهای بسیار سخت با سختی بالای ۶۰ HRC وجود دارد. در اینجا است که ابزارهای ساینده CBN وارد عمل میشوند. این ابزارهای ساینده خاص در دماهای بالا پایدار میمانند، بنابراین در عملیات برش سریع، گرد نمیشوند. این بدین معناست که دقت برش در حدود نصف میلیمتر حفظ میشود و دیسکهای سنگ زنی تقریباً سه برابر طولانیتر از گزینههای معمولی موجود در بازار امروز دوام میآورند.
ترکیب دیسک برش: نوع مواد ساینده، اندازه دانهها و غلظت
تأثیر ماده ساینده (الماس، اکسید آلومینیوم) بر عملکرد و دوام
نوع ماده سایندهای که روی یک دیسک قرار میدهیم، واقعاً تعیین میکند که این دیسک چه کاری میتواند انجام دهد. الماس در مقایسه با سایر مواد بسیار سخت است و عمری طولانی دارد و به همین دلیل برای کارهای سخت مثل کار با کاربید، گرانیت و آن سرامیکهای پیشرفته عالی است. اما بیایید صادق باشیم، دیسکهای الماسی هم از نظر اولیه و هم از نظر هزینههای عملیاتی بسیار گران هستند. اکسید آلومینیوم از давالا در صنعت ما برای برش فلزات آهنی مانند فولاد معمولی و فولاد ضدزنگ استفاده میشود. این ماده تعادل خوبی بین مقاومت کافی برای شکسته نشدن آسان، تحمل حرارت و قیمت منطقی ایجاد میکند. کاربید سیلیکون در مقایسه با اکسید آلومینیوم چندان مقاوم نیست، اما در ابتدا برش تمیزتری ایجاد میکند، بنابراین برای موادی که رسانای الکتریسیته نیستند، مانند سنگ یا سطوح چدنی، عملکرد بهتری دارد. آزمایشها نشان دادهاند که هنگام کار با گرانیت به طور خاص، دیسکهای الماسی از ۲ تا ۴ برابر بیشتر از معادلهای اکسید آلومینیومی عمر میکنند. ایمنی هم مهم است. دیسکهای معمولی اکسید آلومینیومی گاهی به سادگی زمانی که بیش از حد تحت فشار قرار میگیرند، کاملاً میشکنند، در حالی که این دیسکهای جدید با دانههای سرامیکی در حین سایش خود را تیز میکنند، چون پیوندهای بین ذرات به تدریج میشکنند. این بدین معناست که شکسته شدن غیرمنتظره در حین کار کمتر اتفاق میافتد.
اندازه و غلظت ذرات ساینده: تعادل بین نرخ برداشت ماده و پرداخت سطح
رابطه بین اندازه دانه و غلظت واقعاً در نحوه برشدهی اهمیت دارد. دانههای درشت با محدوده ۲۴ تا ۶۰ دارای ذرات بزرگی هستند که فاصله زیادی از هم دارند. این دانهها برای برداشتن سریع حجم زیادی از مواد در کارهای تخریب یا شکلدهی اولیه بسیار مناسب هستند. اما آنها سطوح نسبتاً زبری با مقادیر Ra بالاتر از ۵۰۰ میکرواینچ باقی میگذارند. از سوی دیگر، دانههای ریز در محدوده ۸۰ تا ۲۲۰ پرداخت بسیار صافتری در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میکرواینچ ایجاد میکنند. این دانهها برای عملیات پرداخت نهایی ایدهآل هستند، هرچند اپراتورها باید سرعت پیشروی را کاهش دهند زیرا این دانههای ریز تمایل به تولید حرارت بیشتری دارند، بهویژه هنگام کار با مواد متراکم. جنبه غلظت در اصل به مقدار ساینده موجود در واحد سطح اشاره دارد. غلظتهای بالاتر باعث طولانیتر شدن عمر ساینده میشوند اما ممکن است مشکلاتی در تخلیه براده ایجاد کنند و در نتیجه اصطکاک و حرارت افزایش یابد، بهویژه در مقاطع ضخیم فولادی. اکثر کارگاهها تشخیص دادهاند که غلظتهای متوسط در محدوده ۵۰٪ تا ۷۵٪ بهترین عملکرد جامع را برای کاربردهای معمول برش فولاد فراهم میکنند. این نقطه بهینه اجازه میدهد نرخ برداشت مواد در حدود ۰٫۸ تا ۱٫۲ اینچ مکعب در دقیقه باشد، در حالی که همچنان دما در حد قابل قبولی نگه داشته شود و کیفیت سطح خوبی حفظ گردد.
غلظت بالا در برابر پایین الماس: مبادلات عملکردی در کاربردهای حساس به حرارت
مقدار الماس در یک دیسک واقعاً بر نحوه مدیریت حرارت در عملیات حساس تأثیر میگذارد. دیسکهایی با غلظت بالای الماس (۱۰۰٪ یا بیشتر) بیشترین تعداد الماس را در هر لایه جای میدهند، که به آنها اجازه میدهد مواد سختی مانند بتن یا فولاد مقاومشده را مدت طولانیتری برش دهند. اما در اینجا یک معامله وجود دارد: اصطکاک زیاد مشکلات جدی حرارتی ایجاد میکند، گاهی تا بیش از ۶۰۰ درجه فارنهایت. از سوی دیگر، دیسکهایی با غلظت پایینتر، حدود ۲۵٪ تا ۴۰٪، بیشتر بر مدیریت بهتر حرارت تمرکز دارند. این دیسکها الماس کمتری دارند که روی سطح پراکنده شدهاند، بنابراین ماده چسباننده سریعتر فرسوده میشود. این موضوع لبههای برش تیز جدیدی را به طور مداوم نمایان میکند و همچنین به рассیپ کارآمدتر حرارت کمک میکند. به دلیل این مزیت حرارتی، این دیسکهای با غلظت پایینتر هستند که متخصصان در هنگام کار با مواد دشوار مانند آلیاژهای آلومینیوم-لیتیوم درجه هوافضا، شیشه سختشده و کامپوزیتهای الیاف کربن استفاده میکنند. ما این موضوع را میدانیم چون آزمایشهای واقعی نشان میدهند که هنگام برش دقیقاً کامپوزیتهای کربنی، این دیسکها دمای ماده را حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد خنکتر از نمونههای با چگالی بالا نگه میدارند.
پارامترهای عملیاتی: سرعت، فشار و تکنیک
دور موتور بهینه و سرعت برش نسبت به قطر دیسک و رتبهبندی آن
دور موتور دیسکهای برش باید دقیقاً با اندازه آنها و دستورالعمل سازنده در مورد حداکثر سرعت لبه دورانی تطابق داشته باشد. دیسکهای بزرگتر در واقع به سرعتهای کمتری نیاز دارند، زیرا در غیر این صورت ممکن است از شدت نیروی گریز از مرکز از هم پاشیده شوند. به عنوان مثال، بیشتر دیسکهای الماسی 125 میلیمتری در حدود 12000 دور بر دقیقه به خوبی کار میکنند، اما وقتی به دیسکهای 230 میلیمتری میرسیم، سرعت ایمن به حدود 6500 دور بر دقیقه کاهش مییابد. تجاوز از این اعداد میتواند منجر به فاجعه کامل شود، زیرا دیسک در حین کار از هم میپاشد. اما کار کردن با سرعتی کمتر از حد توصیهشده نیز مناسب نیست، زیرا مواد را بسیار کندتر برش میدهد (حدود 20 تا 30 درصد کارایی کمتر) و باعث پدیدهای به نام گلاژ شدن ساینده میشود که در آن ذرات فرسوده شده به هم میچسبند و یک سطح صیقلی تشکیل میدهند که دیگر به خوبی برش نمیدهد. رعایت دقیق این مقادیر سرعت به حفظ عملکرد مناسب تمام جنبهها کمک میکند، از جمله تماس مناسب بین دانهها، خارجکردن مؤثر تراشهها و بهبود کلی مدیریت حرارت.
تأثیر اپراتور: نرخ تغذیه، زاویه، فشار و بهترین روشهای برش نقطهای
نحوهی برخورد اپراتورها با ابزارهای خود، تفاوت بزرگی در عملکرد دیسک و ایمنی کلی ایجاد میکند. رعایت زاویهی ورود مناسب در حدود ۱۵ تا ۳۰ درجه به طور قابل توجهی به کاهش خطر پسزنی کمک میکند و هنگام تماس با ماده، عملیات را روانتر نگه میدارد. فشار نیز مهم است، اما باید یکنواخت و ملایم باشد نه اینکه با نیرو اعمال شود. فشار زیاد کردن در واقع عمر مواد ساینده را حدود ۴۰ درصد کاهش میدهد و میتواند باعث ایجاد نقاط داغ شود که هم ابزار و هم قطعهکار را آسیب میزند. حفظ حرکت یکنواخت و پایدار، تشکیل براده را جلوگیری کرده و کیفیت برش را در تمام مراحل حفظ میکند. هنگام کار با مواد سخت یا حساس، بسیاری از متخصصان از تکنیک برش نقطهای استفاده میکنند؛ یعنی برشهای کوتاه انجام میدهند، سپس به طور مختصر متوقف میشوند تا اجازه خنکشدن دهند و بعد ادامه میدهند. بهترین روش، همان روش ساده است: اجازه دهید دیسک به طور طبیعی کار اصلی را انجام دهد، بدون اینکه آن را به پایین فشار دهید یا به صورت جانبی حرکت دهید، چون این کار معمولاً هم ساختار و هم دقت برش را خراب میکند.
هندسه دیسک و یکپارچگی ساختاری
نقش ضخامت دیسک، عرض برش و پروفایل در کارایی و مدیریت حرارت
شکل دیسکهای برش در نحوه عملکرد آنها در حین کار و مدیریت حرارت نقش مهمی ایفا میکند. وقتی دیسکها نازکتر باشند، جرم چرخشی کمتری دارند و اصطکاک کمتری ایجاد میکنند که به معنای دمای پایینتر کار و بازدهی انرژی بهتر است. با این حال، این دیسکهای نازکتر تمایل به خم شدن تحت فشار و ساییده شدن سریعتر در شرایط سخت دارند. در مقابل، دیسکهای ضخیمتر میتوانند نیروهای جانبی بیشتری را تحمل کنند و در کارهای سنگین عمر طولانیتری داشته باشند، هرچند برای کار کردن به انرژی بیشتری نیاز دارند و به دلیل مقاومت بیشتر مواد، گرمای بیشتری تولید میکنند. عرض برش (کرف) اساساً به مقدار مادهای اشاره دارد که هر بار ابزار از میان آن عبور میکند، برش داده میشود. برشهای با عرض کم، ماده اولیه را ذخیره میکنند و بار کمتری به تجهیزات وارد میکنند، اما نیاز به ذرات ساینده ریزتر و کنترل دقیقتر نرخ پیشروی دارند تا از گیر کردن ماشین جلوگیری شود. پروفیل واقعی دیسک نیز مهم است؛ چه صاف باشد، چه لبههای شیبدار داشته باشد یا تقویتکننده اضافی داشته باشد، این موضوع بر روی نحوه مقابله با ارتعاشات، همترازی مناسب و تولید برشهای مستقیم تأثیر میگذارد. چیزی که بسیاری از اپراتورها از آن غافل اند، این است که فاصله بین قطعات و الگوی سوراخهای تعبیهشده در دیسکهای مدرن در واقع به حرکت طبیعی هوا روی سطح کمک میکند. این خنککنندگی غیرفعال باعث میشود کار بهصورت نرم ادامه یابد بدون اینکه ساختار کلی ضعیف شود، بنابراین برشها تمیز باقی میمانند و ابعاد حتی پس از ساعتها کار مداوم ثابت میمانند.
